بازخوانی و نقد روایات ایلغار مغول بر اساس روش مطابقت ابن خلدون

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

چکیده
در مورد اینکه «تاتارها آمدند و کشتند و سوختند و بردند و رفتند» هیچ شکی نیست. اما قبول میزان قتل و غارتی هم که از سوی برخی از مورخان و محققان بیان شده­ است، کار آسانی نیست. در برخی از این روایت­ها از کشتار چند میلیونی مردم ایران به دست مغولان و نابودی کامل شهرهای خراسان و ماوراء­النهر خبر داده­اند و چنین نتیجه گرفته­اند که این شهرها تا هزار سال دیگر، آن جمعیت و رونق سابق خود را به دست نمی­آورند. پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از منابع تاریخی قبل و بعد از حمله مغول و قانون مطابقت ابن خلدون، درستی روایات مطرح شده درباره آثار و پیامدهای حمله مغول به ایران را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. در این چهارچوب، میزان درستی روایات با واقعیت­های طبیعی، اجتماعی و منابع دیگر سنجیده می­شود و آنچه با امور واقعی و عقل بشری مطابقت نداشته باشد، اخباری غیرواقعی، اغراق­آمیز و غیر قابل قبول معرفی می­شود.
نتیجه این تحقیق نشان می­دهد مغولان تنها در برخی از شهرهای خراسان و ماوراء­النهر که مقاومت کرده و قبول ایلی ننمودند، یا عضوی از خاندان چنگیز را به قتل رساندند، قتل و غارت شدیدتری انجام دادند، البته نه در حدی که برخی از مورخان ادعا کرده­اند، اما در اغلب شهرها که مردم تسلیم شدند، قتل و غارت گسترده­ای صورت نگرفت و شهرها همان وضعیت و سیستم قبلی خود را حفظ کردند. بنابراین، خراسان، ماوراء­النهر و دیگر مناطق ایران به کلی ویران نشد و میزان قتل و غارت خیلی کمتر از آن بود که برخی از مورخان و محققان از آن سخن گفته­اند.   

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A review of the historical narrations aboutthe Mongol invasions based on Ibn Khaldun’sconsistency method

نویسندگان [English]

  • mohsen beheshtiseresht
  • mohammad bakhtiyari
  • somayeh ansari
چکیده [English]

Abstract
There is no doubt that Mongols came, killed, burned, and destroyed; but believe of murder and looting expressed by some historians and researchers is not easy. In some traditions, killing several million people by Mongols and the complete destruction of the cities of Khorasan and Transoxiana was reported and concluded that these cities will have not their population boom for thousands of years. This article examined and evaluated Traditions properly raised about the figures relating to the murder and plunder the Mongol invasion by using historical sources before and after the Mongol invasion and Ibn Khaldun’s  consistent Method. In this framework, the accuracy of the facts narrated by the natural, social and other sources was measured and what the real issues and the human intellect does not match, false reports, exaggerated and unacceptable introduced. The results show Mongols killed and looted carried severe, only in some cities of Khorasan and Transoxiana that  resist and did not desobey or killed a member of a family of Genghis, But not to the extent that some historians have argued. In most cities that people surrender, murder and pillage were not widespread and cities maintain their previous system and state. Therefore, Khorasan, Transoxiana and other areas of Iran were not completely destroyed and the rate of murder and pillage mentioned by some historians and scholars was much lower.

کلیدواژه‌ها [English]

  • keywords: Mongols
  • Kharazmshahian
  • Genghis khan
  • Ibn Khaldun
  • Consistent method
منابع وماخذ:
 
-      ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، (1337)، سفرنامه، ترجمه محمد علی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
-      ابن بیبی، حسین بن علی الجعفری، (1350)، مختصر سلجوقنامه، به اهتمام محمد جواد مشکور، تهران، کتابفروشی تبریز.
-      ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، (1382)، مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، شرکت انتشارا علمی و فرهنگی، چاپ دهم.
-      ابن فوطی، عبدالرزاق بن احمد، (1381)، الحوادث الجامعه(حوادث قرن هفتم)، مترجم عبدالمحمد آیتی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
-      ابن کثیر، عمادالدین ابوالفداء اسماعیل بن عمر،(1348)، البدایه و النهایه، قاهره، مطبعه سعاده.
-      ابن­اثیر، عزالدین ابوالحسن علی، (1371)، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، مترجمان عباس خلیلى و ابوالقاسم حالت‏، تهران، مؤسسه مطبوعات علمى‏.
-      ابن­العبری، ابوالفرج غریغوریوس بن هارون، (بی­تا). تاریخ مختصر­الدول، لندن، افست لندن.
-      اشپولر، برتولد، (1384)، تاریخ مغول در ایران، سیاست، حکومت و فرهنگ دوره ایلخانان، ترجمه محمود میرآفتاب، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هشتم.
-      اعتماد­السلطنه، محمد حسن بن على،(1367)، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و میر هاشم محدث، تهران، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران.
-      اقبال آشتیانی، عباس، (1312)، تاریخ مفصل ایران از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت، ج 1، تهران، کتابخانه مجلس.
-      آملی، اولیاء الله، (1364)، تاریخ رویان، مصحح منوچهر ستوده، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.
-      آیتی، عبدالمحمد، (1346)، تحریر تاریخ وصاف، تألیف وصاف الحضره شیرازی، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.
-      بایمت­اف، لقمان، (خرداد و تیر 1380)، «نقدی بر کتاب کرت­های هرات بر اساس تاریخنامه هرات سیفی هروی»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 44 و 45، صص 89- 94.
-      بیانی، شیرین، (1382). مغولان و حکومت ایلخانی در ایران، ویراسته پروین ترکمنی آذر، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، چاپ دوم.
-      پطروشفسکی، ایلیا پاولویچ، یان کارل، جان ماسون اسمیت، (1366)، تاریخ اجتماعی- اقتصادی ایران در دوره مغول، مترجم یعقوب آژند، تهران، اطلاعات.
-      تتوی، قاضی احمد، آصف خان قزوینی، (1378)، تاریخ الفی: تاریخ ایران و کشورهای همسایه در سالهای 850- 984، مصحح سیدعلی آل داوود، تهران، انتشارات فکر روز.
-      تیموری، ابراهیم، (1377). امپراطوری مغول و ایران: دوران فرمانروایی چنگیزخان و جانشینان او، تهران: دانشگاه تهران.
-      جوینی، عطاملک بن محمد، (1370)، تاریخ جهانگشای جوینی، تهران، ارغوان، چاپ چهارم.
-      خواندمیر، غیاث الدین بن همام­الدین، (1333). حبیب السیر فی اخبار افراد البشر، ج3، تهران، خیام.
-      خیر اندیش، عبدالرسول، (1375)، نیشابور در سالهای 633- 536 هجری قمری، فرهنگ، شماره 19، صص 85- 102.
-      دولتشاه سمرقندی، دولتشاه بن علاء­الدوله، (1337)، تذکره­الشعراء دولتشاه سمرقندی، تصحیح محمد عباسی، تهران: بارانی.
-      ساندرز، ج.ج، (1373)، تاریخ فتوحات مغول، مترجم ابوالقاسم حالت، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم.
-      سیفى هروى، سیف بن محمد، (1381)، پیراسته تاریخنامه هرات‏، به کوشش محمد آصف فکرت، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.
-      شبانکاره­ای، محمد بن على بن محمد، (1363). مجمع الانساب، مصحح میر هاشم محدث، تهران، امیرکبیر.
-      ظهرالدین نیشابوری، ابوحامد محمد بن ابراهیم، (1332)، سلجوقنامه، به اهتمام اسماعیل افشار، تهران، کلاله خاور.
-      کسایی، نورالله، (1376)، «سرگذشت دانشمندان و مراکز دانش در حمله مغول»، نامه پژوهش فرهنگی، شماره 4، صص 289- 322.
-      مارکوپولو،(1350)، سفرنامه، مترجم حبیب الله صحیحی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
-      مستوفی، حمدالله، (1364)، تاریخ گزیده، مصحح عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر. 
-      مقریزی، تقی الدین احمد بن علی(1957). السلوک المعرفه دول الملوک، قاهره: بینا.
-      منهاج سراج جوزجانی، عثمان بن سراج­الدین، (1342)، طبقات ناصری، به تصحیح و مقابله و تحشیه و تعلیق عبدالحی حبیبی، کابل، انجمن تاریخ افغانستان.
-      نجم­الدین رازی، شیخ عبدالله بن محمد، (1352)، مرصادالعباد، تصحیح محمد امین ریاحی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
-      نسوی، محمد بن احمد، (1365)، سیرت سلطان جلال الدین منکبرنی، مصحح مجتبی مینوی، تهران، علمی و فرهنگی.
-      همدانی، رشید الدین فضل الله، (1338)، جامع­التواریخ: قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و داعیان و رفیقان، به کوشش محمد تقی دانش پژوه و محمد مدرس زنجانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
-      یاقوت حموى، یاقوت بن عبد الله، (1380)، معجم البلدان، ترجمه علی نقی منزوی، 2 جلد، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه).
-      __________، (1995)، معجم­البلدان، 7 جلد، بیروت، دار صادر، چاپ دوم.
-      __________،(1362ه.ق)، تاریخنامه هرات، به تصحیح و مقدمه زبیر صدیقی، کلکته: بینا.
-      یزدی، شرف الدین على، ‏(1387)، ظفرنامه، مصحح سید سعید میر محمد صادق و عبدالحسین نوایی، ج 2، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس.