دترمینیسم اقلیم شناختی ابن خلدون و پیدایش علوم و تمدن بشری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه بیرجند

چکیده

ابن‌خلدون مورخ و متفکر مسلمان ازجمله معدود نظریهَ‌پردازان طراز اول جهان اسلام است که در برخی از حوزه‌ها نظریه‌های بدیعی را طرح کرده است که تاکنون مورد تجزیه‌وتحلیل قرار نگرفته است. یکی از این حوزه‌ها جغرافیا و ‌به‌طور دقیق‌‌تر ‌اقلیم‌شناسی است. پرسش مقاله کنونی در گام نخست این است که ابن‌خلدون چه معنایی از اقلیم را موردنظر داشته است و در گام بعد به چه رابطه‌ای میان اقلیم و جامعه بشری باور داشته است؟ فرضیه پژوهش ازاین‌قرار است که زیرساخت اندیشه وی در مورد اقلیم نظریۀ هفت‌اقلیمی یونانی است و ابن‌خلدون در یک «تبیین علی» اقلیم را به‌منزلۀ «علت تامه» شالودۀ تکوین علوم، هنرها، خلق‌وخوها و نژاد بشری تلقی می‌کرده است. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که ابن‌خلدون اقالیم معتدل یعنی اقلیم‌های 3 و 4 و 5 را در پرورش و شکل‌گیری انسان‌های هنجارمند، مستعد و متمدن مهم تلقی کرده و از سوی دیگر در اقالیم به‌دوراز اعتدال همچون اقالیم 1 و 2 و 6 و 7 که با استوا و قطب متناظرند، انسان‌هایی به‌دوراز تمدن و با ناهنجاری‌های مختلف پرورش می‌یابند. نتایج تحقیق نشانگر آن است که ابن‌خلدون به یک نوع دترمینیسم ‌اقلیم‌شناختی در جامعه بشری باور داشته است که درنتیجه آن در اقلیم‌های نامعتدل انسان‌های منحرف ظهور می‌یابند و در اقالیم معتدل پیامبران و نوابغ به منصۀ ظهور می‌رسند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Image of the Qajar King and Princes in the Historical Novel of Agha Mohammad Khan Qajar Written by Hossein Gholi Mirza Salvar (Emad Al-Saltanah)

نویسنده [English]

  • shirzad khazaei
Assistant Professor, University of birjand,
چکیده [English]

Historical novels borrow their characters, events, time and place from history. Therefore, it can be used as a tool to understand the historical mentality of the author and the ruling discourse of his time. This article examines the historical novel of Agha Mohammad Khan by Hossein Gholi Mirza Salvar (Emad al-Saltanah) and seeks to answer the question of how the history of the Qajar period and the rulers and princes of this dynasty are depicted in this fiction and what message does this illustration have for the current researcher? It is a public opinion that in Pahlavi era, there were propagandas against Qajars. However, some sources like Emad al-Saltanah’s book confirmed that this perspective is older than the Pahlavi era and it was accepted even by the Qajars’s authors. It was like an inheritance that was transferred to the Pahlavi era.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Historical Novel
  • Qajar Dynasty
  • Emad al- Saltaneh
  • Pahlavi Dynasty
  • Agha Muhammad Khan
  • کتابها

    • آرین‎پور، یحیی (1374)، از صبا تا نیما: تاریخ 150 سال ادب فارسی، تهران، زوار.
    • اورسل، ارنست (1382)، سفرنامه قفقاز و ایران، ترجمه علی‎اصغر سعیدی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
    • بارنز، آلکس (1373) سفرنامه بارنز؛ سفر به ایران در عهد فتحعلی‌شاه قاجار، ترجمه حسن سلطانی‎فر، تهران، آستان قدس رضوی.
    • بن تان، اگوست (1354)، سفرنامه بن تان، ترجمه منصوره اتحادیه (نظام مافی)، تهران، سپهر.
    • پارسانسب (غلام)، محمد (1390)، نظریه و نقد رمان تاریخی فارسی (1248-1332)، تهران، چشمه.
    • چرچیل، جورج پرسی (1369)، فرهنگ رجال قاجار، ترجمه غلامحسین میرزاصالح، تهران، زرین.
    • دروویل، گاسپار (1387)، سفرنامه دروویل، ترجمه جواد محیی، تهران، گوتنبرگ.
    • دوکوتزبوئه، موریس (1365)، مسافرت به ایران؛ دوران فتحعلی شاه قاجار، ترجمه محمود هدایت، تهران، سازمان انتشارات جاویدان.
    • دیالافوآ، ژان (1393)، از قفقاز تا پرسپولیس، ترجمه محمد مجلسی، تهران، دنیای نو.
    • ژوبر، آ. پ (1322)، مسافرت به ارمنستان و ایران، ترجمه محمود هدایت، تهران، تابان.
    • سالور (عمادالسلطنه)، حسینقلی میرزا (1390)، آقا محمدخان قاجار، به اهتمام مسعود سالور، تهران، نشر تاریخ ایران.
    • سپهران، کامران (1381)، ردّپای تزلزل؛ رمان تاریخی ایران 1320-1300، تهران، شیرازه.
    • فیودورکوف (1372)، سفرنامه بارون فیودورکوف، ترجمه اسکندر ذبیحیان، تهران، فکر روز.
    • عاقلی، باقر (1381)، خاندانهای حکومتگر در ایران، تهران، علم.
    • عضدالدوله، احمد میرزا (1362)، تاریخ عضدی، تهران، سرو.
    • غلام، محمد (1381)، رمان تاریخی؛ سیر و نقد و تحلیل رمانهای تاریخی فارسی 1284-1332، تهران، چشمه.
    • کوهمره (امیر)، زین‎العابدین (1384)، رساله تدابیر شاه و وزیر در احوالات آقا محمدخان قاجار و وزیر او حاج ابراهیم خان کلانتر اعتمادالدوله، تصحیح مهین‎دخت حاجیان‎پور (همبلی)، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
    • لوکاچ، گئورگ (1388)، رمان تاریخی، ترجمه شاپور بهیان، تهران، اختران.
    • هاوتورن، جرمی (1394)، پیشدرآمدی بر شناخت رمان، ترجمه شاپور بهیان، تهران، چشمه.
    • هدایت، رضاقلی خان (1380)، روضهالصفای ناصری، تصحیح جمشید کیانفر، تهران، اساطیر.

    مقالهها

    • ایبزامز، م. ﻫ، «مروری بر تاریخچه رمان» در کتاب رمان چیست، ترجمه و نگارش محسن سلیمانی، تهران، برگ، 1366.
    • پارسی‎نژاد شیرازی، کامران، «رسالت واقعی رمان تاریخی»، ادبیات داستانی، شماره 76-75، 1382.
    • حاتمی، زهرا، «شرح خواستگاری‎ها و ازدواج‎های عمادالسلطنه»، پیام بهارستان، دوره 2، سال 11، شماره 33، 1398.
    • دستغیب، عبدالعلی، «نقد و نظر: نخستین رمان و رمان‎نویس تاریخی ادبیات معاصر فارسی»، کیهان فرهنگی، شماره 268، 1387.
    • علیپور گسکری، بهناز، «رمان تاریخی و دو رویکرد مکمل»، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، شماره 67، 1382.
    • غلام، محمد، «نقش ترجمه در پیدایش رمان تاریخی در ایران»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم، شماره 32، 1380.
    • غلام، محمد، «سیری در رمان‎های تاریخی فارسی»، رشد آموزش زبان و ادب فارسی، شماره 66، 1382.
    • لور، کاترین، «رمان چیست؟»، ترجمه محمدرضا قلیچ‎خانی، بیدار، شماره 7، 1380.
    • مسعودنیا، حسین و عاطفه فروغی، «بازتاب تحولات سیاسی و اجتماعی دوره پهلوی اول در رمان‎های تاریخی و اجتماعی این دوره 1300-1320»، پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، سال اول، شماره 1، 1391.
    • نیکیتین، ب، مقاله «رمان تاریخی در ادبیات فارسی کنونی»، نامه فرهنگستان، شماره 30، 1385.
    • ولی‎نیا، بهارک و ابراهیم محمدی، «نوع‎شناسی تطبیقی رمان تاریخی فارسی و عربی از سر والتر اسکات انگلیسی و جرجی زیدان تا محمدباقر میرزا خسروی کرمانشاهی»، کاوشنامه ادبیات تطبیقی، سال سوم، شماره 11، 1392.

    مصاحبهها

    • پرستش، شهرام و بهزاد دوران و محمد غلام، سرنوشت رمان تاریخی در ایران، مصاحبه با کامران سپهران، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، شماره 78، 1383.
    • دهباشی، علی، «نقد ادبی: رمان تاریخی به‌مثابۀ ژانر ادبی»، مصاحبه با سید جواد اشرف، بخارا، شماره 126، 1381.